تبليغاتX
باستان شناسی
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: موزه باستان‌شناسی جدیدی با مجموعه‌ای ارزشمندی از موزاییک کاری‌ها، گلدان‌های شیشه‌ای و آثاری از قبرهای باستانی پیش از تاریخ تا دوره روم درشهر پاترای یونان بیست و چهارم ماه ژولای، افتتاح خواهد شد.

 

به گزارش روز شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این موزه که "گنجینه پایتخت اژه" نام دارد از سه بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام به ارائه تصویر و هدفی خاص از موزه همچون نمایش اشیا پیش از تاریخ تا عصر امپراتوری روم و نمایشگاه‌های اموزشی و معمولی خواهند پرداخت.
سالن‌ مرکزی موزه که "سالن زندگی شخصی" نام دارد به نمایش اشیا مرتبط با زندگی روزانه مردم باستان می پردازد. در این بخش لوازمی همچون ظروف و وسایل داخلی منازل عصر باستان به نمایش گذاشته می‌شود.
موزاییک‌کاری‌های برجسته این دوره نیز در این سالن به نمایش در می آیند که شامل صحنه‌های شکار، مراسم مذهبی و تصاویری از چهره های اسطوره‌ای یونان همچون افرودیت و مدوسا هستند. این موزاییک کاری‌ها که هم بر روی زمین و هم روی دیوارهای سالن نصب می‌شوند بخشی از تاثیر فرهنگ شرق همچون تصویری از رود نیل را نیز شامل می‌شوند.
بخش "اتاق تاریک" سالنی با قبرهای گوناگون است که مراسم مذهبی را در دو دوره یاد شده به تصویر می‌کشند. برخی از قبرها نوسازی و اجساد داخل آنها بیرون کشیده شده اند،با این وجود باستان‌شناسان معتقدند که حتی چنین قبرهایی نیز ایده‌های کاملی از مراسم تدفین دوره‌های مختلف را در اذهان بازدیدکنندگان به وجود خواهند آورند.
مسوولان موزه گنجینه‌های پایتخت اژه، این موزه را حاوی بزرگترین و نادرترین مجموعه گلدان‌های شیشه‌ای باستانی می دانند. علاوه بر آن نمایش خانه‌های روستایی مرمت شده مربوط به عصر روم نیز از دیگر آثار نمایشی این موزه به شمار می‌رود.
نیکوس موتاز، رییس کمیسیون علمی موزه باستان‌شناسی پاترا گفت: هدف ما از راه اندازی این موزه ایجاد فضایی هنری با اجلاس‌های فرهنگی متعدد به جای یک محیط صرفا نمایشی است.
                                                                           iscanews.ir  
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:29  توسط علیرضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:37  توسط علیرضا  | 

چوپانی بود که در نزدیکی ده، گوسفندان را به چرا می برد.

مردم ده، همه گوسفندانشان را به او سپرده بودند و او هر روز مشغول مراقبت
از آنان بود.



چوپان،‌ هر روز که گرسنه میشد، گوسفندی را میکشت. کباب میکرد و خود و
بستگانش با آن سیر میشدند.

سپس فریاد میزد: گرگ. گرگ. ای مردم. گرگ...

مردم ده سرآسیمه میرسیدند و میدیدند که مانند همیشه، کمی دیر شده و گرگ
گوسفندی را خورده است.

مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند.
از وحشی ترین و خونخوارترینها.

چوپان به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی
خورده نخواهد شد.

هنوز چند روزی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد چوپان به گوش رسید. مردم
دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند گوسفندی خورده شده است.

یکی از مردم، به بقیه گفت:

ببینید. ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است. هنوز خرده هایی از گوشت سرخ
شده گوسفندانمان باقی است.

بقیه مردم که تازه متوجه شدند چوپان، دروغگوست، فریاد برآوردند: دزد.
دزد. دزد را بگیرید...

ناگهان چهره مهربان و دلسوخته چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت.
چوب چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم او را همراهی
میکردند.

برخی مردم زخمی شدند. برخی دیگر گریختند.

از آن شب، پدرها و مادرها برای بچه ها، در داستانهای خود شرح میدادند که:

عزیزان. دورغگویی همیشه هم بی نتیجه نیست. دروغگوها میتوانند از
راستگویان هم سبقت بگیرند. خصوصاً وقتی پیشاپیش،  چوب، گوسفندها و سگهای
نگهبانتان را به آنها سپرده باشید...

                                                                                 ناشناس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:56  توسط علیرضا  | 




 يافته هاي جديد کاوش هاي باستان شناسي انجام شده در فصل دوم کاوش هاي بندر تاريخي سيراف نشانگر تسلط ايرانيان بر خليج فارس است و جايگاه ايرانيان را در اين منطقه اثبات مي کند.
    دکترمحمد اسماعيل اسماعيلي، سرپرست هيات باستان شناسي بندرتاريخي سيراف استان بوشهر با بيان اين مطلب افزود: اشياي کشف شده در اين بندر، سند محکمي براي مقابله با بحران تحريف نام خليج فارس و دخالت برخي کشورها در اين زمينه به شمار مي رود. در اين فصل از کاوش هاي باستان شناسي که با هدف تعيين حدود و توسعه شهري بندرسيراف از زمان شکل گيري تا قرن چهارم هجري، بازنگري در لايه نگاري يا توالي فرهنگي انجام شده در اين بندر توسط باستان شناسان انگليسي و نجات بخشي بندر انجام شد، علاوه بر کاوش دردو ترانشه، دو قلعه «کهنه» و «لگه لوگه» نيز مورد بررسي قرار گرفت.
    به گزارش ايرنا، از جمله يافته هاي ترانشه اي که در نزديکي مسجد جامع و قلعه ساساني بدست آمد و از اهميت زيادي نيز برخوردار است، سفال هاي اژدري دوره ساساني است که براي نخستين بار در بندر سيراف کشف شده است. اين سفال ها نشان دهنده تجارت دريايي بين ايران و تمدن هاي همجوار است.
    اسماعيلي اضافه كرد: سفال هاي لعاب دار و منقوش دوره ساساني و صدر اسلام که برخي از آنها داراي کتيبه هايي به خط کوفي هستند، در اين کاوش ها بدست آمده است. مطالعات اشياي کشف شده آغاز شده و اميدواريم با بررسي اين يافته ها پاسخ مناسبي براي پرسش هاي بي جواب مانده در خصوص سيراف بيابيم. سرپرست هيات باستان شناسي بندرتاريخي سيراف استان بوشهر افزود: در فصل نخست اين کاوش ها قلعه کهنه براي نخستين بار شناسايي شد و به صورت محدود مورد بررسي قرار گرفت که در فصل دوم با کاوش هاي گسترده تر توانستيم سفال هاي هندي با پوشش براق کشف کنيم که اين خود سند ديگري براي اثبات تسلط ايران بر خليج فارس است. علاوه بر کاوش هاي انجام شده در بخش مرکزي در ديواره ساحلي نيز اطلاعات خوبي از تاريخ سيراف از صدر اسلام تا قرن چهارم هجري بدست آمد.
    وي اظهار داشت: علاوه بر شناسايي چاه هاي آبي که در فصل اول کاوش ها شناسايي و تجزيه و تحليل شد، سازه هاي آب سيراف و 60 چاه آب ديگر در غربي ترين بخش سيراف نيز شناسايي شد. اين بررسي ها نشان مي دهد تامين، مهار و توزيع آب در بندر سيراف با مهندسي بسيار پيشرفته اي انجام مي شده است.
    اسماعيلي ادامه داد: نجات بخشي کامل بندر تاريخي و شاخص سيراف و جلوگيري از آسيب هايي که ساخت و سازها به اين بندر مي زنند، در گرو همکاري بيشتر منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس با سازمان ميراث فرهنگي است.
                                                                                       ایرنا
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 15:20  توسط علیرضا  | 

 
بخش وسيعي از بافت تاريخي شيراز تخريب و تبديل به پارگينگ شد. اين اتفاق كه به گفته آگاهان بي‌سابقه‌ترين تخريب ميراث فرهنگي در استان فارس بوده است، بخش اعظم بافت قاجاري شيراز را به محاق برده است.

بافت تخريب شده شيراز
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ بنابر اظهارات كارشناسان؛ شايد دانه‌هاي بافت تاريخي شيراز همگي با ارزش نباشند اما قرار گرفتن آنها در كنار هم باعث شده بود بافت بسيار ارزشمندي شكل بگيرد.
 
به گزارش خبرنگار CHN، مهمترين قسمت‌هاي تخريب شده از پشت مدرسه خان تا سراي مشير، از كوچه حمام قاضي به گذر حاج كريم صراف و كوچه اسكندري است. اين سه محوطه دچار تخريب گسترده شده است.
 
محوطه تخريب شده بخشي از بافت 360 هكتاري تاريخي است كه در جنوب شهر شيراز واقع است.
 
محوطه تاريخي مذكور كاملا صاف و به پاركينگ تبديل شده است. يك مقام آگاه كه تمايلي به اظهار نام نداشت، شهرداري را عامل تخريب بافت تاريخي شيراز دانست.
 
وي در گفتگو با CHN افزود: با اينكه تخريب محوطه قاجاري توسط شهرداري صورت گرفته است اما ذكر اين سوال ضروري است كه سازمان ميراث فرهنگي استان فارس چه نقشي در نگهداري اين بافت داشته و چرا اينقدر راحت اجازه داده تا بافت تخريب شود؛ در حاليكه اين محدوده 360 هكتاري به عنوان محور تاريخي به مسئولان استاني ابلاغ شده بود.
 
در محوطه تخريب شده لكه ثبتي نيست اما در اطراف محوطه قاجاري سابق و پاركينگ فعلي آثار ثبتي بسياري وجود دارد كه به شدت آسيب خواهد ديد.   
 
اين اتفاقات غيرقابل جبران در حالي رخ مي‌دهد كه تنها شش ماه از جلسه پرهياهوي مديران سازمان ميراث فرهنگي كشور با مسئولان استان فارس و نمايندگان اين استان در مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. جلسه‌اي كه قرار بود بافت اريخي شيراز را ساماندهي كند.
                                                                                      سعيد حبيب اله

                                                                                                     chn.ir

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 1:22  توسط علیرضا  | 


تنها قطعه باقي مانده از آخرين نقش برجسته دوره فتحعلي شاه قاجار در بدترين شرايط ميان ضايعات و نخاله هاي آهن، روغن سوخته ماشين و لرزش حركت ماشين هاي سنگين در كارخانه سيمان ري قرار دارد.
    
    به گزارش ايسنا يك كارشناس ميراث فرهنگي با بيان اين مطلب ادامه داد: تنها قطعه از آخرين نقش برجسته دوره فتحعلي شاه قاجار در كارخانه سيمان ري، در شرايط حفاظتي بدي است. به همين دليل، با قيد اضطرار به دنبال پس گرفتن اين اثر از مسوولان كارخانه سيمان ري توسط يگان حفاظت و دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران هستيم.
    
    مجدالدين رحيمي در توضيح قرار گرفتن اين نقش برجسته در كارخانه سيمان ري اظهار داشت: اين نقش برجسته كه نشان دهنده شكار شير توسط فتحعلي شاه قاجار بوده است، در اوايل انقلاب به دلايلي توسط مسوولان اين كارخانه تخريب شد و در مرحله نخست تخريب، حدود 50 درصد اثر از جاي خود كنده و تكه تكه شد. پس از مدتي، حدود 10 درصد از نماي سطح اثر كه چند كتيبه به خط نستعليق و يك بخش از دم شير شكارشده در آن مشخص است، در ساختمان متروكه كارخانه سيمان ري پيدا شد.
    
    او با اشاره به خريده شدن اين كارخانه از سوي يك شخص حقيقي و مستند سازي هايي كه اكنون براي تبرئه كارخانه از تخريب اين نقش برجسته انجام مي شود، بيان كرد: تاكنون چند بار از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تهران مكاتبه هايي شده است تا اين قطعه باقي مانده از نقش برجسته كه حدود 10 درصد از سطح نماي اثر است، به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري داده شود.
    
    وي با اشاره به ماده 560 قانون مجازات اسلامي كه مي گويد هر كسي در عرصه يا در يك اثر ملي دخل و تصرف كند يا آن را به گروگان بگيرد، يا تصاحب كند، مجرم است و بين سه تا 10 سال زندان دارد، گفت: مالك كارخانه معتقد است اين نقش برجسته جزء اموالي است كه با اين كارخانه خريده شده است و با وجود اينكه اين ماده قانوني و ديگر قوانين بازدارنده را چند بار به او تذكر داده ايم، قبول نمي كند اين نقش برجسته به ميراث فرهنگي برگردانده شود.
    
    اين كارشناس ميراث فرهنگي با تاكيد بر اينكه كارخانه سيمان ري، نخستين كارخانه سيمان خاورميانه است كه توسط رضاشاه ساخته شده و در فهرست آثار ملي نيز به ثبت رسيده است، اظهار كرد: اين كارخانه قرار است موزه صنعت سيمان ايران شود ولي چون دست بخش خصوصي است، با توجه به اهميت كاربري تعيين شده براي آن، تعامل سازمان ميراث فرهنگي كشور با متوليان اين كارخانه ضرورت دارد.
    
    رحيمي بيان كرد: قوانين ثبتي سازمان ميراث فرهنگي ايجاب مي كند اين كارخانه حفظ شود. با طرحي كه تصويب شده است، اين كارخانه بايد به موزه صنعت تبديل شود، ولي نوسانات مديريتي و تغيير نگرش ها سبب بروز مشكلاتي در اين زمينه مي شود. به همين دليل، انجام اين كار به تصميم گيري كلان كشوري نياز دارد.
    
    وي با تاكيد دوباره بر لزوم حفاظت از اين نقش برجسته دوره فتحعلي شاه گفت: سال 1387 آخرين زمان مكاتبه در اين زمينه بوده است. نبايد در اين كار تعلل كرد. مي توان با وجود تصاويري كه پيش از تخريب نقش برجسته تهيه شده اند، آن را بازسازي فرمي كرد. ما درصدد هستيم اگر نتوانيم آن را بازسازي فرمي كنيم، يك تصوير واضح از آن استند درست كنيم و كنار قطعه باقي مانده از اين نقش برجسته در يك مكان مناسب قرار دهيم.
    
    او ادامه داد: با شهرداري در اين زمينه مكاتبه هايي شده است تا شرايط حفاظتي براي اين نقش برجسته پس از گرفتن آن از مالك كارخانه ايجاد شود.
    
    رحيمي با اشاره به مكان يابي استقرار اين اثر افزود: در مذاكره هاي صورت گرفته با اعضاي شوراي بين المللي بناها و محوطه هاي تاريخي (ايكوموس) مقرر شده است تصاويري كه يكي از اعضاي ايكوموس (شهريار عدل) در آرشيو خود دارد، براي تكميل مستندات تاريخي در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گيرد.
                                                                                         اعتماد
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 17:29  توسط علیرضا  | 

 

 


 

 ايرانيان در طول تاريخ هيچ گاه شادي را فراموش نکردند. اگر نگاهي به تقويم زرتشتيان بيندازيم آن قدر جشن ديده مي‌شود که شايد کمتر ملتي به اين اندازه بهانه‌اي براي شادي کردن داشته باشد.

اما نبايد از ياد برد که واژه جشن به معني ستايش و نيايش است؛ پس در جشن ايراني هميشه ستايش و نيايش خداوند يگانه موردتوجه بوده و اصولاً شادي بدون حضور اهورامزدا در ايران جايي ندارد.

گاهان بارها جشن‌هايي هستند با سابقه‌اي بسيار کهن که هنوز در بين زرتشتيان ايران رواج دارند. اين جشن‌ها 6 بار در سال و هر بار به مدت پنج روز برپا مي شوند.
ابتدا واژه گاهانبار يا گاهنبار يا گهنبار را بررسي مي‌كنيم.
اين کلمه را به چهار صورت معني نموده اند که هر کدام از آنها مي تواند درست باشد:
نخست به معني زمان هاي به ثمر رسيدن يا بار دادن، دوم زمان انبار کردن، سوم زمان بارعام دادن، چهارم زمان گاهان(گاتها) خواني.

فلسفه برگزاري گاهنبارها  
جشن‌هايي به قدمت گاهانبار که حتي قبل از زرتشت نيز برخي از چهره هاي آن در ايران رواج داشته است را از سه ديدگاه مي توان نگريست، سه ديدگاهي که کامل کننده يکديگر مي‌باشند.
ديدگاه اول گاهانبارها، جشن هايي هستند با پيشينه کشاورزي، بدين مفهوم که زمان برگزاري دوره‌هاي(چهره هاي) گاهانبار با زمان هاي ويژه زندگي کشاورزي هماهنگي دارند.

در نزد آريايي ها قبل از رسيدن به ايران(زماني، سال داراي دو فصل تابستان بزرگ و زمستان بزرگ بوده است، تابستان بزرگ از فروردين تا پايان مهر ماه و زمستان بزرگ از آبان تا پايان اسفندماه بوده است.) اين جشن در زماني برگزار مي شود که علوفه را بايد درو کرد.

با نگاهي به زمان هاي برگزاري بيشتر چهره هاي گاهانبار مي توانيم آن را داراي پيشينه اي کشاورزي بناميم.

در ديدگاه دوم، گاهانبارها را جشن آفرينش مي دانند و معتقدند که خداوند آفرينش خود را در 6 مرحله تکميل نموده است که همزمان با اين مراحل جشن هاي گاهانبار برگزار مي گردد.

در ميديوزرم آسمان، در ميديوشهم آب، در پيته شهم زمين، در اياسرم گياه، در ميدياريم حيوان و در همس پت ميديم گاه انسان را آفريده است و بدين ترتيب در طول يک سال، آفرينش خداوند انجام پذيرفته است.

ديدگاه سوم اين گونه بيان مي‌کند که از اهداف اصلي برگزاري گاهانبارها داد و دهش مي‌باشد. گاهانبارها جشن‌هايي هستند که از ديرباز در بين ايرانيان براي بخشش و خيرات شکل گرفته‌اند. جشن هايي که هر کس از هر قوم و مذهب مي تواند در آن حضور يابد و برابر با ديگران، فقير و غني با هم بر سر يک سفره از يک خوراک بهره ببرند و بدين گونه است که ايراني‌ها از ديرباز در انديشه از بين بردن طبقات اجتماعي بوده اند.

برگزاري گاهنبارها
در سپيده دم روز نخست هر چهره، در آتشکده مراسم واج يشت برگزار مي شود يعني يکي از موبدان تمام يسنا (يکي از 5 بخش اوستا) را مي خواند و موبدان ديگر نيز در بسياري از جاها با او هم آوا مي شوند.

در طول اين 5 روز مراسم گاهانبار در خانه هاي افراد يا آتشکده برپا مي شود و بعد از مراسم با توجه به توان مالي برگزار کننده گاهنبار به افراد شرکت کننده لرک (مجموعه اي ازخشکبار)، نان، ناهار و يا شام داده مي شود.

امروزه نيز در اکثر نقاط زرتشتي نشين گاهانبارها به مانند گذشته برپا مي شوند و ارزش خود را حفظ نموده اند.

سفره گاهانبار:
سفره گاهانبار از سفره هاي نماديني است که مفهوم وسيعي را دربردارد، برخي از اشيا بر سر سفره نشانه هايي از امشاسپندان هستند تا ما آنها را درنظر داشته باشيم.

امشاسپندان در لغت به معني مقدسان بي مرگ يا پاکان جاودان مي باشد. آنها را بايد بازشناساننده هاي وجود اهورامزدا دانست، به مفهومي بسيار ساده تر مي توان آنها را صفات و يا فروزه هاي اهورامزدا خواند.

8 تيرماه آغاز گاهان بار چهره ميديوشهم گاه

ماه تير زمان برگزاري" چهره ميديو شهم" است که آن را ميان تابستان معني نموده اند. از 8 تا 12 تير ماه گهنبار چهره ميديوشهم است.

واژه اوستايي ميديو يعني ميان و واژه شهم به معناي تابستان است كه هردو باهم معني ميان تابستان بزرگ كه هفت ماه است را معني مي دهد.

اين جشن دومين گاهنبار و از نخستين گاهان بار تا به اين جشن شصت روز است و در اين گاهان بار آب آفريده شده است.

 

                                                                                                                           chn.ir
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 16:52  توسط علیرضا  | 


با مرمت گورخمره ايلامي که از کاوش‌هاي اخير هفت تپه بدست‌آمده بود، اين اثر که براي نخستين‌بار به طور کامل بدست‌آمده است، براي نمايش عمومي راهي موزه هفت‌تپه شد. پيش از اين نيز نمونه‌هايي از تدفين‌هاي گورخمره‌اي از دوره ايلام ميانه در هفت تپه بدست‌آمده بود، اما تاکنون نمونه‌اي اين چنين سالم ديده نشده بود.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ کارگاه مرمت پايگاه ميراث فرهنگي هفت تپه _ چغازنبيل، با مرمت گورخمره‌اي ايلامي که به طور کامل و تقريبا سالم در هفت تپه بدست‌آمده بود آن را براي نخستين‌بار در موزه اين پايگاه ميراث جهاني به نمايش عمومي درمي‌آورد.
 
«کاظم برهاني»، مسئول بخش مرمت پايگاه ميراث جهاني هفت تپه و چغازنبيل دراين‌باره به CHN گفت:« در کاوش‌‌هاي اخير محوطه باستاني هفت تپه گور خمره‌اي ايلامي کشف شد که از دو قسمت تشكيل شده است. اين گورخمره اسكلتي را ‏در خود جاي داده كه به صورت جنيني(دست‌ها و پاها جمع شده ‏روي سينه) درون خمره قرار گرفته است.»
 
اين نخستين‌باري است که گورخمره‌اي تا اين حد سالم بدست‌آمده است و به همين علت مسئولان بخش مرمت آثار باستاني پايگاه هفت تپه و چغازنبيل دست به کار مرمت اين اثر براي نمايش عمومي آن شدند.
 
برهاني دراين‌باره گفت:« حفاظت‌هاي اضطراري و ‏استحكام بخشي اين گورخمره همزمان با كاوش به انجام رسيد. در همان زمان کاوش بدليل ‏شكستگي‌هاي فراوان در گورخمره، با استفاده از روش بانداژ و ‏بلوك برداري، خمره از زمين جدا شده و به كارگاه مرمت آثار ‏پايگاه جهت عمليات مرمتي انتقال داده شد.»
 
وي در ادامه گفت:« اکنون عمليات پاكسازي، ‏استحكام بخشي، نمك‌زدايي، وصالي و بازسازي گورخمره به پايان رسيده و به زودي ‏اين اثر بي‌نظير، در موزه هفت تپه به نمايش در مي‌آيد.»
 
اين گورخمره از يک‌سو شکافي دارد که دو بخش خمره را به هم متصل مي‌کرده است. اکنون بخشي از اين شکاف برداشته شده تا بازديد کنندگان بتوانند شيوه قرار گرفتن اسکلت‌ها در دوره ايلامي را درون خمره به خوبي مشاهده کنند.
 
هنوز جنسيت اسکلت درون خمره به درستي مشخص نشده است و اين مطالعات توسط باستان‌شناس و انسان‌شناس حفاري هفت تپه دنبال مي‌شود.
 
اين گورخمره احتمالا به دوره ايلام ميانه تعلق دارد. پيش از اين نيز گورخمره‌هايي در هفت تپه کشف شده بود اما اين نخستين باري است که يک گورخمره با اسکلت کامل در هفت تپه کشف شده است.
                                                                                              chn.ir
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 22:19  توسط علیرضا  | 




نويسنده: مسعود بهنود

يکي در زمان هاي دور نوشته است »وقتي زندگي جز تکرار ملال آور لحظه ها نيست چاره اي نيست جز خواندن تاريخ، که گاه ترساننده است و گاه خنده دار«. امروز بخوانيد تاريخچه فرياد اي دزد را.
    در روزهاي پاياني قرن 13 هجري شمسي، 25 سال گذشته از انقلاب مشروطيت، وضعيت ملک چنين بود که جمعيت کمي داشت، دولت کوچکي، اولين کشور خاورميانه بود که به نوعي دموکراسي دست يافته بود. شاهي داشت که در امور دخالت نمي کرد و روزنامه ها که ناسزايش گفتند به دادگاه پناه برد و اين اولين و آخرين کس بود که در مقام عالي به دادگاه شکايت برد. کشور به طوايف متعدد تقسيم شده بود و هر دو سال نمايندگاني از سراسر کشور انتخاب مي شدند و به مرکز مي رسيدند و اگر هم در جانشان وطن دوستي نبود، يا آن را نمي دانستند در مرکز اين را از بزرگاني که از مشروطه مانده بودند مي آموختند. هر سه مجلسي که تا آن زمان تشکيل شده بود در مقابل حملات بيگانه، مطامع خارجي و استبداد داخلي چنان ايستاد که دوتاي اول را به توپ بستند و بستند و داشت کم کم آرام شد.همان مجالس قوانيني درست براي حفظ بنيه ملي نوشتند و همان رجال طرح هاي نو آوردند از طرح راه آهن سراسري تا کشتيراني کارون و...
    اشراف و مليون به اضافه روحانيون وطن دوست پايه و مايه کار بودند. اما کشور در مجموع در اولين تجربه هاي مشروطيت و دموکراسي ضعيف بود. بايد اين ضعف با کار بيشتر چاره مي شد و يا با گرفتن حق ايران از محل فروش نفت که 20 سالي بود مي رفت و اعشاري از آن بين خوانين محلي و بودجه کشور تقسيم مي شد آن هم در ازاي دخالت صاحب سهام نفت [که دولت انگلستان باشد] در امور داخلي ايران. اين رفتار مغرورانه و متفرعانه انگليس صداي آزاديخواهان اروپايي و آمريکايي را هم بلند کرده بود چه رسد به غيرتمندان ايراني که از هر گوشه برخاسته بودند. اما آنها زير فشار سفارت فخيمه نبودند و راحت مي توانستند شعار بدهند. رجال محکم و سياست پيشه هم که به دولت مي رسيدند چون در بودجه کشور و پرداخت حقوق کارکنان خود مي ماندند در نهايت چاره اي جز استعفا نمي يافتند.
    کشور شور و شيرين بود. آزادي و دموکراسي در نهايت، اما فقر و ناامني هم. همتي مي بايست تا بين خوانين و صاحبان قدرت محلي نقطه اتصال شود و مردم را نيز با خود کند و شوري در اندازد و تکاني بدهد. اما بنگريد که چه شد.
    لشکر بريتانيا در اثر فقر ناشي از تهي شدن خزانه شان در جنگ جهاني اول بر اساس تصميم مجلس آن کشور بايد مي رفت، در شمال ايران اتحاد جماهير شوروي تشکيل شده بود و غرب را مي ترساند، ترتيبي که انگليسي ها در قرارداد 1919 انديشيدند براي اصلاح مديريت ايران و تحت نظارت گرفتن حکومت با مقاومت همان مليون و روحانيون وطن خواه به آب افتاد. ملک الشعرا ساخته بود »لرد کرزن عصباني شده است/ وارد مرثيه خواني شده است«. انگليسي ها در خشم بودند که مبادا بزرگ ترين پالايشگاه نفت جهان [آبادان] را از دست بدهند و اميدشان به قرارهايي بود که با خوانين و از جمله شيوخ عرب جنوب بسته بودند. بر اين گمان که مي توانند اگر کار سخت شد به دعوت شيخ خزعل و ساير شيوخ به بهانه حفاظت از منافع آنها به جنوب لشکر بکشند و آنجا را از ايران جدا کنند اما مي ترسيدند که در آن صورت ايران را به کلي به شوروي بسپارند. پس فکري ديگر بايد مي کردند.
    ملاقات سيدضيا آيت الله زاده يزدي با لباس روحاني با سران سفارت انگليس در تهران نتيجه داد. او مي گفت شما را چه کار من رگ خواب اين ملت مي دانم. سفارتي ها گفتند [به مضمون] که تو لشکر نداري. سيد جيمبو گفت دارم نمي داني. من لقمه ناني در برابر نظامي هاي گرسنه مي اندازم و آنها را با خود متحد مي کنم. گفتند پول از کجا مي آوري. گفت اين را هم رها کنيد با من. من از پولداران مي گيرم. گفتند چطور گفت افشايشان مي کنم. گفتند اين چه حکايت است گفت عرض خواهم کرد.
    چنين بود که کودتاي سوم اسفند 1299 پا گرفت و دو روز بعدش هم ژنرال آيرون سايد از ايران رفت. سيد چنان که خود مي گفت براي اينکه نقشه خود را پياده کند گرچه لباس روحانيت را از تن خارج کرد و کلاه پوستي نهاد اما روضه و نوحه را نگاه داشت و همه کار را به استعانت از نام پيامبر اسلام کرد. اگر مي خواست ماليات بگيرد، ياغي يا بيگناهي را دار بزند يا حتي ميدان توپخانه را تميز کند و يا براي کله پزي ها قاعده مقرر دارد. از آن طرف رفت گشت در ميان نظامي ها يکي را برگزيد که هم ميل کثيري به پول داشت و هم بي سواد بود و هم قزاق. چرا که افسران ژاندارم که نيروي مسلح ديگري بودند و تحصيل کرده سوئد، عموما وطن پرست بودند و در مقاطع مختلف به ياري مليون آمده و از مدرس دعاها بدرقه راهشان شده بود. آنها امثال کلنل پسيان داشتند و خو نکرده بودند به ديکتاتوري. اما قزاق ها لات و زير دست روس هاي تزاري بزرگ شده بودند. چنين بود که قراردادي بين سيد ضيا و رضاخان سرهنگ قزاق در جنگل بسته شد و حرکت به سوي تهران. مانند کاردي در پنير. تهران فتح شد. شاه از ترس در کاخ سرد سلطنتي پنهان شده، و سفارت از ترس در بسته. تا سه، چهار روز که برف نشست و مامور سيد به در سفارت رفت و مژده داد که همه چيز تحت کنترل است. سيد همه چيز را ديد جز يک چيز، که کنار دست خود يکي را دارد که به موقع بر سرش خواهد پريد.
    آنچه کودتاي باورنکردني سوم اسفند و پس از آن در چهار سال بعد افتادن مملکت به ديکتاتوري رضاخان را امکان پذير کرد تنها يک شعار بود. اي دزد مي گيريم...
    سيد به محض ورود به تهران دستور داد هر که را سرش به تنش مي ارزيد گرفتند و شعار داد که اي مردم دارم حقتان را مي گيرم. فقط همين شعار نبود که باعث شد مردم آزادي به دست آمده از انقلاب مشروطيت را فروختند. رضاخان وقتي سه ماه بعد از کودتا سيدضيا را برانداخت و وزير دفاع ماند دريافت اگر زبان عوام بگيري و حيا بفروشي چه آسان است فتح ساير سنگرها. با همين شيوه مستوفي الممالک و مشيرالدوله را از راه به در کرد وقتي که فحش هاي چاروداري داد و در جلسه هيات دولت نماينده اش پاچه حواله وزير ديگر داد و در اين مدت مدام تملق احمدشاه را گفت و خود را مطيع او نشان داد.
    نکته ديگري که رضاخان به هوشي که داشت از سيد ضيا آموخت بازي با عواطف مذهبي مردم بود. چنين بود که ناگهان قزاق خانه شد حسينيه و بشنويد که چه کردند در مراسم سيد الشهدا، از خاک به سر ريختن تا يک هفته مملکت را تعطيل کردن که ملت بياييد به تماشا که سيدالشهدا براي رضاخان مدال فرستاده است.
    امروز روز به شوخي مي ماند اما بخوانيد خاطرات دو اميرلشکر برپا دارنده اين مراسم را. ماجرا خيلي ساده بود علماي عراق که در برابر ظلم انگليسي ها دست به مهاجرت زدند موقع برگشتن از مشيرالدوله نخست وزير و دکتر مصدق وزير احترام ها ديدند اما مهم امنيت شان بود که رضاخان وزير دفاع فراهم کرد. از جمله قراردادن چندين خودرو [که همگي مصادره شده بود از اشراف و سرمايه داران بود] در اختيار تا علما را به نجف برسانند. در مرز هم نماينده سردار سپه حاضر شد قافله را ترک گويد و رفت تا نجف. و در آنجا از علما خواست که براي رضاخان هديه اي بدهند. کارتي که يک نقاشي است و در لندن چاپ شده بود همراه شد و همين کارت بود که برايش يک هفته تهران را بستند و دسته هاي سينه زني از اطراف کشور راه انداختند و رضاخان از صبح در همان جا که بعدها باشگاه افسران شد در کنار آن تمثال که پرده اي بر آن کشيده بودند سان مي ديد.
    در شهر شايع بود که مدال سيدالشهدا بر بازوي سردار سپه است به همين جهت هم دزدان و بدکاران را مي گيرد چندي بعد همين را با مدال ذوالفقار عوض کردند که احمدشاه به سردار سپه داده بود اما عوام را چه کار، مهم اين بود که سردار ذوالفقار بر سينه دارد. و دزدان به حبس افتاده اشراف و تحصيلکرده ها بودند که البته برخي هم مانند فرمانفرما ثروت بسيار داشتند اما چندان که مانند فرمانفرما اسب سردار سپه را نعل کردند [رولزرويس داد و پنج هزار متر زمين مرغوب کنار خانه اش که خود هم نظارت کرد و براي او خانه اي بزرگ ساختند] از مجازات مصون ماندند. اصلاهيچ کس مجازات نشد و به دادگاه نرفت. فقط دولت اعلام کرد اينها دزدند و قزاق رفت و همه را گرفت. چند تني پول دادند در حبس، پولي که معلوم نشد کجا رفت.
    رضاخان تا 16 سال بعد که به زاري از ايران رفت و مردم جشن گرفتند هيچگاه حسابي پس نداد. عوايد نفت را تا جنگ جهاني رسيد در حساب خارجي خود ريخت. مجلس را طويله کرد. قانون را گفت که منم. مسجد را به توپ بست و متولي حرم حضرت معصومه را به شلاق بست، علما را گفت در امور دخالت نکنند. منقدان را عامل بيگانه خواند و نفس گرفت. چهار هزار پارچه آبادي کشور را [حدود 60 درصد از کل املاک مرغوب] با زور به اسم خود کرد، چنان که فرزندش تا 25 سال بعد از اين زمين ها مي بخشيد باز هم تمام نشد و بنياد پهلوي وقتي سلطنت در ايران منقرض شد هنوز بزرگ ترين مجتمع صنايع و کشاورزي کشور بود.
    در يک کلام آزادي را کشت، قانون را تعطيل کرد، مجلس را طويله کرد، روزنامه ها توقيف، ده ها و بلکه صدها تن از اهل سياست و خان و مالدار و تحصيلکرده و اشراف به دست او کشته شدند. البته در مقابل دانشگاهي براي تهران ساخت، راه آهن پرداخت، خيابان هاي تهران را آسفالت کرد، قدرت مرکزي را شکل داد، ارتش متحدي ساخت و ملوک الطوايفي را به نفع خود کوبيد.
    همه رفت و يکي ماند
    20 سال بعد که رضاشاه با يورش لشکريان خارجي ساقط شد، ملوک الطوايفي دوباره پا گرفت، امنيت دوباره از دست رفت، زن هايي که به زور چادرش را برداشته بود محجبه به خيابان ها بازگشتند اما يک اصل که کشف سيد ضيا بود در دل سياست ايران باقي ماند. اگر قصد داري قدرت بگيري و سوار خر انگوري شوي دو چيز بيشتر لازم نيست. يکي فرياد اي دزد اي دزد. ديگر تظاهر شديد به احساسات مذهبي.
    در همان زمان که هنوز رضاشاه ايران را ترک نکرده بود عده اي در تهران نداي اي دزد سر دادند و جيب اين مرد [يعني همان شاه مقتدر چند روز قبل] را بگرديد شعار مجلسيان شد. و همين روال بود و هر کس آمد تجربه اي در اين باب کرد و سنگي بر اين بنا گذاشت. تا سرانجام رسيد به پايان کار. شاه آخرين [که در افواه متهم شده بود که بزرگ ترين ثروتمند جهان است. و چنين نبود. اما فرزندان رضاشاه در مجموع به اندازه ساير آحاد ملت جمع آورده بودند] هم وقتي روزگار را به خود تنگ ديد دستور فرمود که فرياد اي دزد سردهند و کميسيون شاهنشاهي مبارزه با فساد تشکيل دهند.
    و چنين است که بعد از گذشت نزديک به 90 سال، ما ايرانيان گاه آزادي و گاه ثروت کشور را به شنيدن صداي خوش اي دزد فروخته ايم. و باز تجربه ديگر.
                                                                          
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:53  توسط علیرضا  | 



 عمليات مرمت كاروانسراي فيل در مجاورت بازار وكيل از اواخر اسفند سال گذشته آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
    
    بنا به گفته مسوولان سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري فارس، اين بناي تاريخي كه در سال 1180 قمري ساخته شده، پس از مرمت به بازارچه دائمي صنايع دستي و هنرهاي سنتي شيراز تبديل مي شود.
    سراي فيل بين بازار شيشه گرها و تركش دوزها و در سمت غربي و نيمه جنوبي بازار وكيل شيراز قرار دارد و ورودي آن در بازار شيشه گرها باز مي شود . سر در قديمي ورودي اين سرا طاق نماي ساده آجري است كه به وسيله دالاني طولاني با صحن كاروانسرا مرتبط است. در رابطه با عمليات مرمت اين سرا مصيب اميري، معاون ميراث سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري فارس به <جام جم> گفت: از نيمه اسفند مرمت اين بناي ارزشمند آغاز شده است و طبق پيش بيني هاي صورت گرفته فاز اول مرمتي سراي فيل تا پايان تير به اتمام مي رسد. مرمت اين سرا در راستاي تغيير كاربري بنا است به طوري كه قرار است پس از انجام مراحل مرمت سراي فيل به بازارچه صنايع دستي و هنرهاي سنتي شيراز تبديل شود.
                                                                                                 جام جم
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:52  توسط علیرضا  |